تو خود، حجاب خودی



 

حذف شد !

 

 



این روزها به چهره منفوری تبدیل شده ام ! 



مَهر



من یک زنم اما، نه با تمام ویژگی های معمول زنانه.


من یک زنم با این حال، به مَهر اعتقادی ندارم چرا که اصولاً نکاح را عقدی معاوضی نمی شناسم و می پندارم که ارزش های والای انسانی - چه در زن و چه در مرد- قابل تقویم نیست. شاید به همین دلیل است که برخی منابع، مَهر را صداق نامیده و آن را نشانی از صداقت زوج نسبت به زوجه خود دانسته اند!!

چانه زنی طرفین عقد نکاح و خانواده های آنان برای تعیین میزان مَهر،  ازدواج را به معامله ای مانند می کند که هریک از متعاملین می کوشند سود بیشتری عاید خود گردانند. اما به راستی چه میزان از مَهر می تواند تعیین کننده بهای واقعی یک زن و متضمن دوام رابطه نکاح باشد؟

کسانی که بر مَهر، رنگ سنت زده و آن را سنت پیامبر می دانند، به واقع نمی دانند که صداقِ جملگی زنان پیامبر نه معادل سال تولد یا سال ازدواج آنان که پانصد درهم بوده و از زیاده بر مهرالسنة منع شده است. از سوی دیگر عدم ذکر مَهر در نکاح دائم (نه در نکاح منقطع)، باطل یا خلاف مقتضای عقد نیست که تعیین آن چنین مهم و بلاتخطی می نماید! (ماده 1087 ق.م)

هرچند مَهر می تواند وسیله ای برای الزام زوج به ایفای تعهدات قانونی (صرفاً تعهدات قانونی) باشد اما نمی توان آن دستمایه ای برای الزام او به ایفای تعهدات زناشویی و پایبندی اخلاقی قرار داد. از سوی دیگر و همانگونه که قانون برای زوجه حق حبس قائل شده و این اختیار را به زن می دهد که تا قبل از دریافت کامل مَهر خود از تمکین (تمکین به معنی خاص*) خودداری نماید، این شرایـط را نیـز بـرای زوج فــراهم می نمــاید تــا با اثبات اعسار خود در دادگاه، مبلغ مَهر را متناسب با شرایط و توانایی مالی خویش پرداخت نماید. 

بی شک باید بر مردار ازدواجی که طرفین آن در دادگاه و بر سر مَهر رو در روی یکدیگر می جنگند، سنگ قبری نهاد و برای آن فاتحه خواند !



پ.ن:

بایدها و نبایدهای مَهر کم نیست. آنچه در این نوشته می خوانیم تنها نظر شخصی نگارنده است. آن را به نفی لزوم مَهر در برخی از  عقود نکاح تعبیر نکنید.


* تمکین به معنی خاص، رابطه زناشویی و ‌نزدیکی زوجین است.





انقلاب دعوا !



« وَ اِن کنتم فی رَیبٍ مما نَزلنا علی عَبدِنا فاتوا بسورةٍ مِن مثله »



سنگسار



حد رجم
یکی از سخت ترین و جدال برانگیزترین مجازات هایی است که در متون فقهی برای "زنای دارای شرایط احصان" پیش بینی شده است. باتوجه به اینکه منابع فقه شیعه، کتاب (قرآن)، سنت (پیامبر)، اجماع و عقل است؛ به درستی نمی دانم که مجازات سنگسار، مستخرج از کدامین یک از منابع اربعه فوق می باشد. به نظر می رسد که معنی شدن "رجم" به معنای "سنگسار" در منابعی خارج از آیات قرآن است.

فتوای مشهور از اهل سنت و شیعه بر انجام گرفتن رجم در چند مورد معدود توسط پیامبر اسلام و علی بن ابیطالب است ولی شماری دیگر از فقها آن را رد نموده و خاص یهود دانسته اند که در شریعت اسلام و قرآن کریم تصریح و حتی اشاره ای به آن نشده است. بنابراین شاید این حکم از احکام امضایی اسلام است که بسیار پیش تر از اسلام و حتی در دوران یونان باستان نیز وجود داشته است.

خداوند در آیه "2" سوره "نور" برای زن و مرد زناکار حد جَلد یعنی یکصد تازیانه منظور نموده و فرموده است:

الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده»

بنابراین حدی برای که برای زانی و زانیه به طور مطلق تشریع شده ، نه حد رجم بلکه یکصد تازیانه است که نسبت به زن و مرد زناکار به طور یکسان اجرا می شود. حال باید دانست که چرا قانون گذار ایرانی در ماده "83" قانون مجازات اسلامی، حد زنای مرد محصن و زن محصنه را "رجم" دانسته است. هرچند به نظر می رسد که این قانون به دلیل فشارهای بین المللی و انعکاس تصویری خشونت بار از قوانین کیفری ایران، در حال حاضر اجرا نمی شود اما تا زمانی که این مستند قانونی در مجموعه قوانین جزایی ایران جایگاهی دارد، نمی توان امیدوار بود که قضات دادگستری (که بیشتر فقیه هستند تا حقوقدان) بر روی صدور و اجرای آن چشم ببندند.

از سوی دیگر مجازات سنگسار نه فقط در ایران بلکه در کشورهای مسلمان که دارای قوانین اسلامی هستند اجرا می شود که از این میان می توان به کشورهای "افغانستان"، "نیجریه"، "سودان"، "عربستان سعودی" و  "امارات متحده عربی" اشاره کرد. در این کشورها کسی که به سنگسار محکوم است در پارچه ای سفید پوشانیده می شود. اگر مرد است تا لگن خاصره و اگر زن است تا کمر او را در خاک دفن و سپس محکوم را با سنگ هایی که به تدریج و با تحمل درد موجب مرگ می شود مجازات می کنند.
ادامه نوشته