تبليغاتX
نامه های بی پاسخ

نامه های بی پاسخ

نامه چهل و نهم
 

پیامبر شب های دلتنگی ام باش .

که من

بی اعجاز

تو را مومنم !

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/06/02 توسط مهتاب |
نامه چهل و هشتم
 

چقدر  

نگاهت را به شاخه های این روياي كال پیوند می توان زد !؟

 

دیگر از دست این ریشه های عمیق هم ،

کاری ساخته نبود .

نگاهت خشکید !!!

 

 

 

 پی نوشت :

۱. آرشيو نظرات اين پست ، فعال نيست . بيشتر مايلم ، نامه چهل و هفتم را نقد كنيد .

۲. به نقل از يك دوست :

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد                         عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/30 توسط مهتاب |
نامه چهل و هفتم
 

می ترسم ؛

از آن روز که ، 

تلاطم آغوشت ،

گهوارۀ زادۀ هم خوابگی رویاهایم باشد !

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/05/28 توسط مهتاب |
نامه چهل و ششم
 

این بار ،

که ببینمت ؛

فرزندت را در آغوش خواهم گرفت .

چه تفاوت دارد !؟

خون نجیب تو ، در آغوشم جریان می یابد !!!

 

 

پی نوشت :

برای حذف کردن نامه چهل و ششم دلیل داشتم ؛ برای دوباره نگاشتنش  نیز !

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/15 توسط مهتاب |
نامه چهل و پنجم
 

چشم هایت ،

زبور هزاران ساله را می ماند .

و دست هایت !؟

آرامش ملموس خاکوارۀ عریان من است ؛

این نجابت محبوس .

 

وصیّت کرده ام ؛

پس از مرگم ،

مرا به بهشت جاوید دست های تو بسپارند .

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/05/13 توسط مهتاب |
نامه چهل و چهارم
 

یادم آمد .

داشتیم زندگی بازی می کردیم .

تو ،

چشم گذاشتی .

من ،

فراموش شدم !

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09 توسط مهتاب |
نامه چهل و سوم
 

بیا ؛

آرزوهایمان را با هم قسمت کنیم .

عادلانه !

 

محال ها برای من  !!!

  

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/01 توسط مهتاب |
نامه چهل و دوم
 

من هنوز

باردار حسرت شب های با تو بودنم .

نمی دانم ،

چرا این جنین چندساله  ،

خیال زاده شدن ندارد !!؟؟

 

+نوشته شده در جمعه 1387/04/21 توسط مهتاب |
نامه چهل و یکم
 

نقطه ، سرخط !

تکرار می شوی ؛  

در هر جزر و مدّ چشم هایم .

به راستی ،

تو ،

تنها داستان تکراری تاریخ خیالم خواهی شد !!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13 توسط مهتاب |
نامه چهلم
 

به پایان نزدیک می شوم .

بگذار ؛

بوسه های پنهانت را ،

پنهان از چشم خدا ، 

 به بهشت ببرم !

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/05 توسط مهتاب |